محمد رضامحمد رضا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

زندگی مامان

به خاطر بسپار

پسرکم برای کسی که برایت نمیجنگد نجنگ.... چرا اشکهایت را هر روز پاک کنی.... کسی که باعث گریه ات میشود پاک کن... پسرکم به سوی کسی که ناز میکند دست نیاز دراز نکن... پسرکم تو بهترینی. همیشه با این باور زندگی کن... خودت را فراموش نکن... . شاید گریه یا خنده ات برای بعضی ها بی ارزش باشد.... اما به یاد داشته باش.... کسانی هستند که وقتی میخندی جان تازه میگیرند.... پسرک من هیچگاه برای شروع دوباره دیر نیست.... اشتباه که کردی برخیز.... اشکالی ندارد.... بگذار دیگران هر چه دوست دارند بگویند..... خوب باش ولی سعی نکن این را به دیگران بفهمانی کسی که ذره ای شعور داشته باشد خ...
25 شهريور 1394

ماه روی من

سلام به روی ماه پسرم تموم عمر مامانی ببخشید از اینکه این قدر دیر به دیر میام سراغ وبلاگت خیلی خیلی دوستت دارم عشقم  اگه بدونی چقدر زیبا و دوست داشتنی و شیرین شدی تابستون کلاس ثبت نام کرده بودمت، اما شما بدون مامان سر کلاس نموندی و من مجبور شدم یه کلاسی ثبت نامت کنم که مامانی هم سر کلاس بمونه، خلاصه  سر کلاس همه فکر میکردن دختر هستی آخه از بس که خوشگلی گلم سر کلاس دوست پیدا کرده بودی اسمشون اهورا آرشا علیرضا بود ، اسم مربی تون خاله عارفه بود و تو دوستش داشتی، قراره از پاییز بری کلاس عمو تربچه خیلی دوستش داری آخهخ یه بار اومد سر کلاستون و تو خیلی ذوق میکردی   ...
25 شهريور 1394
1